تبليغاتX
جامی اززلال کوثر


متضاد تر از همیشه!!!

یه موتور HONDA  250cc  XL  جنگی دارم با سند مزایده ای سپاه!

مدل ۶۴ شمسی، قرمز رنگه و از لحاظ موتوری و بدنه سالم و بی عیبه

سند و مدارکش کامله و مثل همه موتور های هم مدلش فاقد پلاکه ولی قابلیت تردد تو خیابون

و جاده رو داره !!!

توی موقعیتی قرار گرفتم که میخوام بفروشمش!!!

۱/۷۰۰/۰۰۰ تومن!!! البته یکمی پایین ترم ممکنه بیام!!

۰۹۳۷۵۴۵۹۰۳۹ شماره ایه که میتونید برای دونستن جزئیات بیشتر باهاش تماس بگیرید...

اینم بگم که اولا این موتور تو چند تا عملیات زمان جنگ بوده و ثانیا قدرت خیلی بالاتری نسبت به

HYOSANG و امثال اون و صد البته موتور های ایرانی داره!!!

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

خوابیم ... مگه نه؟؟؟

خداییش این همه "دی وی دی " فروش از کجا اومدن؟

کدوم یکی مون به قباش برخورد و اعتراض کرد؟؟

من یکی مطمئنم که اسمم شیعست و عملم ...

من یکی مطمئنم که اسمی،کشورم مسلون و شیعست و عملا ...

من یکی مطمئن نیستم که سکوتم زمینم نخواهد زد و شاید تا حالا زده باشه ...

من یکی سعی خواهم کرد که فکری،عملی چیزی بروز بدم،که نشون دهنده زنده بودنم باشه ...

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

    اشتباهی که همه مسلمین خصوصا ملت ها و دولت های عرب کردند

این بود که مهلت دادند که اسرائیل به اغراض شخصیه دولت ها مانع شود

از اینکه صدای اسرائیل را در همان اول خفه کنند و نگذارند قدرت پیدا کند

اشتباه سابق باید جبران بشود به اتحاد مسلمین و تشکیل حزب مستضعفین

بر ضد مستکبرین که در راس انها امریکای جانی و نوکر بسیار فاسد او که

اسرائیل است.

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

امام در برار صهیونیسم

من با آنكه به همه شما اطمينان تعهد به اسلام دارم از تذكري كه براي مومنان

نفع دارد بايد غفلت نكنم چنانچه از نصيحت به حكومت هاي هم جوار و منطقه

 دريغ ندارم وآنان ميدانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم دولت و ملت پيروزمند ما از

 موضع قدرت سخن مي گويند و من به پيروي از آنان به شما اطمينان مي دهم كه

 اگر از اطاعت بي چون و چراي آمريكا وبستگان آن دست برداريد و با ما به حكم

 اسلام و قرآن رفتار كنيد از ما جز خير وپشتيباني نخواهيد ديد و شما بدانيد كه

ابر قدرتها از صدام اين نوكر چشم و گوش بسته پشتيباني كرده اند . از شماها

كه قدرت هاي كوچك و حكومت هاي ضعيف هستيد پشتيباني نمي كنند و شما

عاقبت اين جنايتكار و هم قطار جنايتكارش شاه مخلوق را عيان ديده ايد. قدرت هاي

بزرگ پيش از آنكه از شما استفاده نمايند از شما طرفداري نمي كنند و شما ها

 را براي منافع خويش به هلاكت مي كشند و من نصيحت برادرانه به شما مي كنم

 كه كاري نكنيد كه قرآن كريم براي برخورد با شما تكليف نمايد و ما به حكم خدا

 با شما رفتار كنيم و يقين بدانيد كه امثال حسني مبارك مصري  و

حسين اردني و ديگر هم جنايتكاران آنان براي شما نفعي ندارند و دين و دنياي 

 شما را تباه ميكنند و اگر با نشست هاي خود بخواهيد طرح كمپ ديويد يا فهد را 

كه مرده اند زنده كنيد كه ما خطربزرگ براي كشور هاي اسلامي خصوصا حرمين

شريفين مي دانيم.اسلام به ما اجازه سكوت  نمي دهد و اين جانب در پيشگاه

 مقدس خداوند تكليف الهي خود را ادا نموده ام.

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

. . .

رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند:
 همه‌ مجاهدان فلسطين و همه‌ مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بي‌دفاع غزه‌اند و هر كس در اين دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهيد است

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

هدف....

 

 

هدف

انقلاب 30 ساله شد!

گذشت 30 سال از پذیرش علنی اندیشه امام (ره)!

  اندیشه بیداری اسلامی!


ادامه مطلب

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

فرقان !! اصطلاحی فراموش شده!!!

اونقدر بی تقوایی هامون روز افزون شد که امروزی رسید و غزه در خون غلتید تا تونستیم فرق بین

جنبش دانشجویی رو با عتیقه های تحکیم وحدتی تشخیص بدیم !

که امروز حرف امام روح الله (ره) برای بعضی هامون غریب غریبه ... اونقدر مطلب رو فراموش کردیم که

رهبرمون جلوتر از ما رجز خونی میکنه !!! کجاست غیرت ما !!! 

اونقدر که شک کردم که شکمم از حروم پر شده یا از ... 

 

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

غزل ...

 

آشفته کن ای غم دل طوفانی ما را

انکار کن ای کفر    مسلمانی ما را

شوریده سران صف عشقیم مگر تیغ

مرهم بنهد زخم  پریشانی  ما را

بر قامت ما پیرهن زخم بدوزید

تا پاک کند تهمت عریانی ما را

ای زخم شکوفا بگشا در سحر وصل

گلخانه در بسته پیشانی ما را

زین پیش حرامی صفتی در حرم دوست

نشکست چنین حرمت مهمانی ما را

از کرببلا با عطش زخم رسیدیم

یا رب بپذیز این همه قربانی ما را

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

برادر : مسول اعزام 27 سال پیش اسیر شد ...

برادر ! مسؤل  اعزا م  بیست و هفت سال پیش "ا س ی ر" شد !

 

مسول اعزام حاج احمد متوسلیان

 


ادامه مطلب

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

همه مشکلات فلسطین حل خواهد شد ...

  


همه مشکلات فلسطين حل خواهد شد

کافي است ما نباشيم
و شاعران خفقان بگيرند

کافي است چشم‌ها را ببنديم و کشتي کج نگاه کنيم
يا سرگرم انتخاب دختران شايسته سارکوزي شويم

کافي است افغان‌ها
تنها يک زلماي ذليل زاد داشته باشند

ايراني‌ها
يک نوري زاده
تا خليج فارس الخليج شود

کافي است محمد حرب ترور شود
کافي است يحيي عياش‌ها منفجر شوند و
تهران سکوت کند

چه فرق مي‌کند اسماعيل هنيه باشد يا محمود عباس؟
خالد مشعل باشد يا سلام فياض؟
36 کيلومتر نوار غزه باشد يا يک آپارتمان 36 متري؟
با پرچم سفيد؟

نگاه کن و لذت ببر
از خادم الحرميني که العربي مي‌رقصد
از پادشاه کوچک اماني
که با فرشته‌هاي يهودي تزويج شد

نگاه کن که پادشاه رشيد ترابلس
چگونه يک روبات شد

نه، از ميان اين همه اعراب
کسي کاري نمي‌کند
رجالشان دست‌بوس رايسند
نساءشان دست‌بوس بوش

مگر باز شکاري وليعهد دوبي
کاري کند
و دست بوش را گاز بگيرد
به اشتباه! 

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

امام(ره) و حیات باطنی انسان

 

 دهه شصت و امام خمینی


ادامه مطلب

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

اگر استقامات کنیم موید به تاییدات الهی هستیم.

حضرت روح الله

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

نکته کنکوری

دفاع از اسلام و حزب الله اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی

 است.

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

نکته کنکوری

انا لله و انا علیه راجعون

به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مولف کتاب " آیات شیطانی " که علیه اسلام و پیامبر و قران،

تنظیم،چاپ و منتشر شده است،هم چنین ناشرین مطلع از محتوی آن محکوم به اعدام می باشند.

از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند،سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرات نکند به

مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود،شهید است انشاءالله.

ضمنا اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد،او را به مردم معرفی نماید تا به

جزای اعمالش برسانند.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

روح الله الموسوی الخمینی ۲۵/۱۱/۶۳

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

بهائیت

این طایفه ضاله،کافر ونجس هستند وازدواج با آنها جایز نیست.

 

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

روح الله الموسوی الخمینی

همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکاست.

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

دل نوشته

بیا مهدی جان

بیا که دلم در حسرت گوشه چشمی از توست

بیا که بی تو سخت است در افتادن با پلید

بیا که نیامدنت هوایی ابری است بر کشتگاه بی حاصلی ام

بیا تا با آمدنت دلم ناکام نمیرد

مهدی جان دوستت دارم  بی بدیل و بی مثال

بیا تا با نگاهت جان تازه گیرم

سنگ صبوری و دار و ندارم

منتظرم و دلتنگ از فراغت

سلام بر کوه صبرم مهدی فاطمه(س)

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

داستان

داستان

عصر جمعه ي آخرين روز پاييز، باد دانه هاي ريز برف رااز سينه كوه مي آورد روي خانه . دانه هاي ريز سفيد ، بيشتر سوز بود تا برف !

داخل خانه هياهو و نشاط با صداي نوار موزيك كودكانه ،يكي شده بود . كودكان ذوق زده از پشت پنجره به حياط و درخت بزرگ نارنج خيره بودند و دانه هاي برف را با شوق تماشا مي كردند. شايد در ذهن بارش برف سنگيني را تصور مي كردندكه بتواند بعد از سال ها ، مدرسه آنها را تعطيل كند.

هيچ كس به اندازه زن خانه خوشحال نبود . نوزادي تپل و سفيد را كه بعد از سيزده سال بدنيا آورده بود ، از بغل جدا نمي كرد. صداي تركيدن بادكنكي نوزاد و مادر را لرزاند. روي ميز بزرگ وسط هال هديه هاي خاله،دايي، عمو و عمه و . . داخل برگ هاي كادو پيچيده شده بودند.

كودكي خود را رساند كنار ميز هديه ها و با اسپري، برف شادي به هوا پاشيد.كودك ديگري فشفشه ي روشني را كه داخل دستش مي سوخت و جرقه مي پراند، دور خود مي چرخاند . منتظر بوند تا كادو ها  زود تر باز شوند . زن لحظه اي فرصت پيدا كرد تا به شوهر نگاه كند . مرد روي كاناپه آرام و بي حركت نشسته بود . زن خود را به شوهر رساند و پرسيد :

 - حسن همه چيز مرتبه؟

مرد سرد پاسخ داد :

- بله !

- شام . . . دسر . . . كيك . . . يه وقت . . .   .

- گفتم همه چيز مرتبه !                      

- چيزي شده ؟ اين جوري يه وقت مهمونا          فكر مي كنن . . .  پاشو بيا گرم بگير!    

مرد لبخند سردي زد .

- چيزي نيس . برو مي آم !

زن نوزاد را نشان داد .

- همه ي زندگي مون رو هم خرج كنيم ؛ ارزش داره !  اونم بعد اين همه سال .

مرد فقط سر تكان داد . بلند شد .

به نوزاد خيره شد و صورتش را بوسيد . به زن گفت:

- تو برو پيش مهمونا ، يه سيگار مي كشم و بر ميگردم!

- سيگار سمه برات ، با اون ريه ي درب داغون شيمياييت !

 

زن كه دور شد ، مرد از هال بيرون رفت . داخل حياط كه شد ، سوز سرما را حس كرد . دانه هاي برف كمي درشت تر شده بود . رفت و زير درخت نارنج نشست . بعد از مدتها سيگاري آتش زد ، دود كرد و به پنجره ها خيره شد . هنوز چند كودك صورت خود را به شيشه چسبانده بودند . سرفه لحظه اي رهايش نمي كرد . سيگار را كه زير پا له كرد ،صدا شنيد :

- آقاي قنبري بد جوري سرفه مي كني.

- شيميايي لعنتي !

- ناراحتي ؟ زنت نگرانه !

مرد مرددكاغذ آزمايشي از جيب بيرون آورد . طرف رفيقش دراز كرد.

- بچه سرطان خون داره ! عارضه ي شيميايي شدنم تو جنگه !

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

دولت پایدارحق فرا می رسد

انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت از افق حیثیت کلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمان ها به غایت خلقت خویش واصل شوند همه نظاماتی که بشر از چند قرن پیش در جست و جوی یوتوپیای لذت و فراغت که همان جاودانگی موعود شیطان است برای آدم فریب خورده به مدد علم تکنولوژیک بنا کرده است یکی پس از دیگری فرو خواهد پاشید و خلاف آنچه بسیاری می پندارند آخرین مقاتله ما به مثابه سپاه عدالت نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است . که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پا تر است . اگر چه این یکی نیز ولو ((هزار ماه)) باشد به یک ((شب قدر)) فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وارثان زمین خواهند بود.

                                                                                                        سیدمرتضی آوینی

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

من هم میمیرم

شعری از سلمان هراتی  
ادامه مطلب

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

درناگهاني از گل ولبخند
الهه هاي ميدان مين

 

 

 

 

 

       سيّد مهدي كجايي؟


       اينجا خيلي چيزها عوض شده

 


 


ادامه مطلب

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

ازنخلستان تا خيابان
قطاراندیمشک

سيبي كه از درخت فروافتاد              

                                   افتاده است

                                   و رودها به كوه باز نميگردند

                                           وعطر اين تابستانها

                                                                    فقط براي اين تابستان است

                                 اما قطار انديمشك

                                                          باز ميگردد

                                                                        با بوي سيب و

                                                                                           پيرهن يوسف

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

مرا نشناختند

                 كه گفتند:

                             بخند

                             و شادباش . . . شاد!

مرانشناختند

                كه گفتند:

                            لب فرو بند

                            وبه سري كه درد نمي كند

                                            دستمال مبند.

من اما سرم درد مي كرد!

                          گفتم:

                          ديروز چاره ساز اين سر پردرد

                                                                يك پيشاني بند سبز بود

                                                                                         وامروز

                                                                                         جزبازبان سرخ نشايد كه...

                                                                                                       گو،هرچه باد،باد.

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

ارمان

((خلاف آنچه بسياري مي پندارند ، آخرين مقاتله ما - به مثابه سپاه عدالت - نه با دموكراسي غرب كه با اسلام آمريكايي است ، كه اسلام آمريكايي از خود آمريكا ديرپاتر است.اگرچه اين يكي نيزولو هزار ماه باشد به يك شب قدرفرو خواهد ريخت و حق پرستان ومستضعفان وارث زمين خواهندشد)).

سيد مرتضي آويني

                                                                                                         

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

دل نوشته . . .

. . . و يزيديان استكبار و شمر آمريكا و غاصبان قدس

. . . من و تو نيز كوفياني كه بهترينهامان عناد نورزيده و خانه نشینی گزیده ایم  . . .

برای کودکان حسین (ع) که هر روز به اسارت میروند چه میکنیم ؟؟؟

مگر هر روز اسارت ((رقیه)) تکرار نمیگردد ؟؟؟

     از چه نشسته ایم ؟

                            برخیز تا در زمره کوفیان . . .

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

امام در برابر صهيونيست

 

تاسف شديدمن درعدم وحدت كليه سران دول اسلامي بخصوص دول عرب است.

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

بهار در آسانسور

گوساله را با خوك،جمع كن

نجاست را با سياست آمريكايي

تا مثل من بدت بيايد از قصاب پسر

                                             از چاقوي سياست

                                             بدت بيايد از آريل و رايس

                                                                             - زني كه آمده است برج هاي دوقلو بزايد -

بدت بيايد از نتانياهو

              از پينوشه،

              از دزدان بغداد ونفت

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

در روزگار قحطي

جنگ كه تمام شد

عمو جان فرانك هم از فرانسه برگشت

                                 هنرمندان براي گاو مش حسن هم رمان نوشتند

                                                                   و بر اساس يه قل دو قل

                                                                                            آخرين فيلمشان را ساختند

و هنر مندان دل سوز

                           در فضاي ملكوتي چوب گردو

                                     به مصاحبه نشستند         و باز همان آش بود وهمان كاسه

و سان گلاسه                  كافه گلاسه                   كاپو چينو

وبستني هاي هفت رنگ ايتاليايي

                                             كفاره اين همه غفلتمان بود

وقتي دندان عقلمان عاريه اي باشد                   بايد هم عكس هنر پيشه ها را بزرگ كنند

                                              و سردمداران يونسكو                براي حفظ پرستيژ حافظ

عكس شهيدان دانشگاه را جمع كنند

                                                 من بعضي وقت ها در خيابان

                                                                                      دنبال يك سرسوزن غيرت ميگردم 

                                                                                                                       عليرضاقزوه    

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

ازنخلستان تا . . .

بوفالو هاي آمريكا خليج فارس را شخم مي زنند

برادرم با پوتين هاي كهنه ي سربازيش         بسيج مي شود

مادرم آب و آينه و قرآن مي آورد     پدرم ((فالله خير حافظا)) مي خواند                                    

اما بعضي خاطرشان جمع است

                                             كه ناوگان آمريكا

                                                                 به استخر هاي سر پوشيده شان كاري ندارد.

عليرضا قزوه - قطار انديمشك 

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

راهنما

حضرت زهرا(س):

                     رسول گرامي اسلام (( كه درود خدا براو وخاندان او باد)) به علي(ع) فرمود :

                    اي ابالحسن! همانا تو وپيروان تو در بهشت خواهيد بود.

                                                                                                مجمع الزوائد-ج۱۰

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

راهنما

امام صادق(ع):

                   آخرین کسی که بمیرد امام است تا کسی بر خدای عزوجل احتجاج نکند که او را بدون

                  حجت واگذاشته است.

                                               اصول کافی - کتاب الحجه

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

راهنما

امام صادق(ع):

                   همانا زمین در هیچ حالی از امام خالی نگردد برای آنکه اگر مومنین چیزی (با اصول و فروع الدین) افزودند آنها را برگرداند واگر چیزی کم کردند برای آنها تکمیل کند.

                                                                                            اصول کافی - کتاب الحجه

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

مولا ویلا نداشت

امسال به ساعت های کاسیو  اطمینان کردیم

                                                            و نماز صبح مان قضا شد!

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

قطارانديمشك

صداي آژير اشك مي آيد

                      در پشت نام هاي شهيدان

                                        پنهان شويد!

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

از نخلستان تا خيابان

بيا به آفتابي نهج البلاغه برگرديم    

                              چرا نهج البلاغه را جدي نميگيريم ؟

مولا ويلا نداشت        معاويه كاخ سبز داشت

                    پيامبر به شكمش سنگ مي بست     امام سيب زميني مي خورد

                                                                        البته به شما توهين نشود . . .

بعضي براي جنگ شعار مي دهند     و خودشان از جاده ي شمال به جبهه مي روند.

                                                                                                   قطار انديمشك-عليرضاقزوه

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

صبح ظفر

گلواژه لبیک به لب ها حک بود     از وسعت گام ها زمین در شک بود

ای کاش در آن صبح ظفر می دیدی

                                             خورشید به مشت عاشقان کوچک بود

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

غزل درد

تقديم به سيد مرتضي آويني

اي يكه سوار شرف،اي مرد تر از مرد     بالايي من! روح تو در خاك چه مي كرد؟

مي گفت:بمان! - عشق چنين گفت كه بشتاب -

مي گفت:برو! - عقل چنين گفت كه برگرد -

ديروز يكي بودم وبا تو ، ولي امروز      تو نور تر از نوري ومن گرد تر از گرد

يك روز اگر از من وعشق تو بپرسند:   (( پيغمبرتان كيست ؟)) بگو درد،بگو درد

اي چشم و زبان شهدا،هيچ زباني     چون حنجره ات،داغ مرا تازه نميكرد!

عليرضا قزوه -  ۱۳۷۱         

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

از نخلستان تا خیابان

و تهمت صله ی شعرهای من شد !   دلتنگ نیستم   وکفی بالله شهیدا
ادامه مطلب

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

رهنما

امام صادق (ع) فرمودند : چون گناه بنده بسيار گردد(وخدا بخواهد او را پاك كند) وچيزي از كردار(نيك) نداشته باشد كه آن را جبران كند و كفاره آنها شود،‌او را به اندوه گرفتار سازد تا كفاره گناهانش گردد. اصول كافي - ج ۴ - باب شتاب در كيفر گناه

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

راهنما

امام صادق (ع) فرمودند : همانا مومن خواب هولناك ببيند و (بواسطه همان ترسي كه كرده) گناهش آمرزيده شود،وتنش رنج كار ببيند پس گناهش آمرزيده شود.     اصول كافي - ج ۴ - فصل ايمان وكفر

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

رهنما

سديرصيرفي گويد : شنيدم از امام باقر (ع) كه مي فرمود : ازجمله سعادت مرد اين است كه او را فرزندي باشد كه شباهتي از خلقت واخلاق وشمائلش در او درك شود و من شباهت خلقت واخلاق و شمائلم را از اين پسرم يعني امام صادق درك مي كنم .

اصول كافي - ج ۲ - ص ۸۰

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

هرکس که عاشق تو شد معشوق می شود . . .

شقايق حرام خورده ام و آرزو كرده ام 

      در صف دشمنانت در آيم   

         تا در مصاف از تو تيغ خورم   

              تمامي گل ها    

                 فداي يك برگ موي تو اي سيد الشقايق ها                   

                                                                                                   فردين فكوري

                                                                                                         

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

روزگاران

ماجرای پسرش را  که می گفت ریز ریز گریه می کرد . شهادتش را دیده بودند . اما خبری از جسدش نبود . همانطور که تعریف می کرد دو تا بچه از سر وکولش بالا می رفتند . پرسیدم :((اینا کی اند؟))    بچه های پسر بزرگش بودند . اسیر بود . اصرار می کرد شربت بخوریم . رویمان نمی شد .              تعارف کردیم خودش هم بخورد . روزه بود... 

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

روزگاران

کنار کرخه چند عراقی ورق بازی می کردند . یک نارنجک انداختیم وسطشان . هر چهارتا کشته شدند.چند قبضه کلاشینکف وچند تا خشاب پر غنیمت گرفتیم و برگشتیم شهر . سه چهارتایی تو خیابان راه افتادیم و اسلحه ها را نشان مردم میدادیم . آخرهای خیابان چند هزار نفر پشت سرمان بودند . شعار می دادند وتکبیر میگفتند.

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

ای قوم هبل

 

سپهر

 

هرچند که بر پیکر ما تاخته اید                                                                                          ازجمجمه های ما بنا ساخته اید                                                                         

هرچند زخون پهلوانان امروز                                                                                                   دیری است به ضرب سکه پرداخته اید               

هرچند که از رگ رگ ببریده ی ما                                                                                           زنجیر طلا به گردن انداخته اید

هرچند که در باغ شقایق هامان                                                                                           چونان علف هرز قد افراخته اید

غم نیست اگر به اشک ما طعنه زدید                                                                                          تاریخ قبیله را چو نشناخته اید

اما به همان که رفت و نامد خبرش                                                                                      سوگند که ای قوم هبل باخته اید

ابوالفضل سپهر - دفتر آبی

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

روزگاران

همه چیز را آماده کرده بودند . کت وشلوار برایش سفارش داده بودند . برای اتاق ها پرده نو دوخته بودند . حتی میوه ها را هم شسته بودند و توی حیاط گذاشته بودند . دیگر جز منتظر ماندن کاری نمانده بود . انتظاری که هیچ وقت تمام نشد...

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

روزگاران

بچه ام فرمانده بود . هر وقت می خواست برود جبهه نمیگذاشت دنبالش برویم . دوست داشتم لااقل تا کنار ماشین ها هم راهش باشم . میگفت :((جلوی بچه ها خوب نیست . اگر خیلی دوست دارید بعد از من راه بیفتید . رزمنده ها نفهمند ما با هم ایم .))

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته

روزگاران

کم حرف می زد . سه تا پسرش شهید شده بودند . ازش پرسیدم : ((چند سالته مادرجان؟))

 گفت : ((هزار سال.)) خندیدم.گفت :((شوخی نمی کنم . اندازه هزار سال بهم سخت

گذشته .))    صداش می لرزید.                                

 

                                                                      

| نویسنده : راوی | | لینک به نوشته



جامی اززلال کوثر


آرشیو مطالب img076-1172327561.jpg هفته چهارم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی لینک دوستان تجمع مهر اباد
يوسف زهرا
خاكريزيسم
ياس كبود
خاكسترگلها
دانشجوي بي نشان
تزفلسفه اهل بيت
سكوت دل
راحيل
انديشه
لايه هاي پنهان جنگ تحميلي
خاطرات جبهه
یادداشت های یک اقا زاده
وبلاگ های ارزشی
دلباخته
بانک صوت و فیلم مذهبی
راسخون
خبرگزاری کتاب ایران
صبح
زیر و رو
هیاتمون
غزه
خاکریز
ابزار و کدهای رایگان وبلاگ
لینک روزانه دو کلمه حرف حساب
هیات شهدا
درد و دل های دل
بیراهه
در انتهای افق
جنگ خاموش
موشك انداز
بيقرارنامه...
كوثر
ديافه
دردودل های یک طلبه
شهادت
کانال ماهی
ماه ناتمام
سوره
ارمیا
انجمن قلم ایران
بازمانده
عشق علیه السلام
مطالبه
آرمان خواهی
عدالتخانه
لوح
جنبش عدالتخواه
ربذه
آرشیو پیوندهای روزانه نویسندگان وبلاگ راوی
دوكوهه
خروجی وبلاگ feed