ای قوم هبل
هرچند که بر پیکر ما تاخته اید ازجمجمه های ما بنا ساخته اید
هرچند زخون پهلوانان امروز دیری است به ضرب سکه پرداخته اید
هرچند که از رگ رگ ببریده ی ما زنجیر طلا به گردن انداخته اید
هرچند که در باغ شقایق هامان چونان علف هرز قد افراخته اید
غم نیست اگر به اشک ما طعنه زدید تاریخ قبیله را چو نشناخته اید
اما به همان که رفت و نامد خبرش سوگند که ای قوم هبل باخته اید
ابوالفضل سپهر - دفتر آبی
