روزگاران
کنار کرخه چند عراقی ورق بازی می کردند . یک نارنجک انداختیم وسطشان . هر چهارتا کشته شدند.چند قبضه کلاشینکف وچند تا خشاب پر غنیمت گرفتیم و برگشتیم شهر . سه چهارتایی تو خیابان راه افتادیم و اسلحه ها را نشان مردم میدادیم . آخرهای خیابان چند هزار نفر پشت سرمان بودند . شعار می دادند وتکبیر میگفتند.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 18:42  توسط راوی
|
