| شنبه بیست و هشتم دی 1387 - [17:13] | هدف.... |
اندیشه بیداری اسلامی!
علنی شدن خصومتهای شرق و غرب از طفولیتی انقلاب تا ... تا ان هنگام که این
اندیشه را به زوال و نیستی کشند ... و پیروزی ما که پیشتر نوید ان داده بودند ...
مایی که هنوز به باور ان نرسیده ایم که پیروز این ماجراییم! ما برای پذیرفتن این
اندیشه ازادی بدست اوردیم و در عوض به تمام منافع مادی و دنیویمون پشت پا
زدیم و مطرود جامعه به اصطلاح جهانی شدیم ..ما تبعات این اندیشه را به جان
خریدیم و این تبعات ادامه دارند ... اما هنوز ره بسیار داریم تا رسیدن به ان ارمانی
که برایش تاوان داده ایم ... 2۰ سال از رحلت امام امت گذشت ؛ و ما تنها
اندیشه ی راهبردی امام رو شعار کردیم و به در و دیوار اویختیم ... یا تو سرمقاله ها
جا دادیم ...
خیلی که هنر کردیم ، تو متون مدرسه و دانشگاه قرارشون دادیم که تو یه درس و
چند واحد،تنها از بر بشن ... ما حتی جرات این اعتراف رو نداریم که جامعه رو به
سمتی سوق ندادیم که براش انقلاب کرد ، سختی ها و زجر ها کشید ،خوبان داد
و ..
غرض بر این نوشتار مطالبه چیزی غیر از چرایی شدت تجمل گرایی و فساد و ...
و در یک کلام روز افزون شدن گم کردن اندیشه اسلام ناب محمدی در جامعه است .
مطالبه امروز ،تنها غزه است ...
گوشه فلسطینی که امامون قسمتی از پیکر اسلام نامیدند.
" شما الان از تمام اطراف دنیا هدف هستید" صحیفه نور ج 15 ص 24
" اسلام بین کشور های مسلمان فرقی قائل نمی باشد و پشتیبان تمام
مستضعفین جهان است" صحیفه نور ج12 ص 19
" تمام قدرتها و ابر قدرتها کمر به نابودی مان بسته اند و اگر ما در بسته بمانیم
قطعا با شکست مواجه خواهیم شد" صحیفه نور ج 12 ص 19
" ما باید حسابمان را صریحا با قدرت ها و ابر قدرت ها یکسره کنیم و به انها نشان
دهیم که با تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم ، با جهان برخوردی مکتبی
می نماییم" صحیفه نور ج 12 ص 19
" باید تمامی قدرتها و ابرقدرتها باید بدانند که ما تا اخرین نفر و تا اخرین منزل و تا
اخرین قطره خون برای اعتلای کلمه الله ایستاده ایم و بر خلاف میل تمامی انان
حکومت نه شرقی و نه غربی را در اکثر کشور های جهان پایه ریزی خواهیم نمود"
صحیفه نور ج 20 ص 61
" هیهات که خمینی در برابر تجاوز دیو سیرتان و مشرکان و کافران به حریم قران کریم
و عترت رسول خدا و امت محمد(ص) و پیروان ابراهیم حنیف ساکت و ارام بماند
و یا نظاره گر صحنه های ذلت و حقارت مسلمانان باشد.من خون و جان ناقابل
خویش را برای ادای واجب حق و فریضه دفاع از مسلمانان اماده نموده ام و
در انتظار فوز عظیم شهادتم" صحیفه نور ج 20 ص 113 و 114
این قطره ای از دریای اندیشه ای است که امام به ما دادو امروز ها مقام معظم
رهبری تاکید بر ان نمودند ...و ما هم چنان اندر خم کوچه زندگی مان گرفتاریم!!!
کافر حربی ...
و ما هم چنان مبهوت تنها مینگریم!
هراس ما از اقدام عملی ننمودن برای کدام است؟
حفظ حکومت؟
قدرت ؟؟
جان ؟؟؟
یا حفظ دنیایی که برای خودمان با هزار رنج بدست اورده ایم ؟؟؟؟
میشه اظهار کرد که مذاکره کوچیک و بزرگ ما با سعودی و مصر و اردن و ... ؛ این
خائنان به اسلام ، فایده ای هم خواهد داشت ...
خیلی زود فراموش کریم ستم هایی را که مصر روا داشت، از پناه دادن به شاه
خائن گرفته تا کمپ دیوید،از یرموک و الارابه تو هشت سال جنگمون با عراق گرفته
تا والمیری ها،از تامین گاز رژیم بچه کش صهیونیستی گرفته تا طنطاوی های چند
روز گذشته و مسدود کردن گذر گاه های امروزش ...
و چه زود ملک عبدالله رو به برادری خوندیم... یاد فریاد های پیام های کوبنده امام
بخیر،در شهادت حجاج .. غیرتی شدنشون در مقابل عمل برائت ..هنوز تو کنج
ذهنمون پیام امام رو داریم که ال سعود رو
از صهیونیست ها و اسرائیلی ها پلید تر خواندند و خطرناک تر دونستند ... ال سعود
و دلار های نفتی بلا عوض ش به صدام افلقی ... از توطئه های کثیفشون از ترود
مغنیه ها گرفته تا سرمایه گذاریشون برا تصویه ی نصرالله ها ... از دسیسه ها
تو افغان تا سکوتی مزدورانه در قبال نسل کشی در غزه ... و چه اغوش گرمی
در ضیافت ... بگذریم ...
و اردن و ملوکش ... عبدالله ها و حسین ها ... هم پیاله های بعث و صدام ...
و در چهارمین هفته قتل عام، امیر قطر!! علمدار کنفرانس میشود برای گزافه گویی
های همیشگی دول عرب ..! امیر قطر!!!
من ارتباط نسوح را با امیر قطر نمیدانم... ولی از گذشته ان خبردارم و کمی هم
از امروزش!! و امیر قطر، متشکریم که تریبونی ترتیب دادی تا کمی بنشینیم و
دیداری تازه کنیم و از غزه بگوییم!!!ولی کاش برادریت را با بستن چند روزه کنسول
و سفارت اسرائیل در کشورت،کمی اثبات میکردی و بعد بر طبل میزبانی اجلاس مینواختی!!
سخن اماممان را تا کی زمینگیر خواهیم کرد؟!
فراموشمان شده،که چرا در ان برهه شیرمردانی را به لبنان راهی کرد و چرا
اسوه ای چون حاج احمد اسیر شد،و بعد ... و ما به نسل های بعدمان نخواهیم گفت
که در روزهای اوج جنگ و اشغالگری عراق،در برهه ی در مضیغه بودن مان از
سلاح گرفته تا جنگاور ...
افرین به اسرائیل که برای دو سربازش33روز جنگید و انهمه تلفات داد ... و ما فراموش
کرده ایم !! امام موسی صدر و حاج احمد هایمان را ...
یکی شدن تمام جهان بر علیه مان و یاری مستقیم 48 کشور، دخالت مستقیم
امریکا... در روزهایی که بخشی از خاکمان هنوز در دست بعث بود... روزهای
نابسامانی سپاه و ارتش ...
امام از این اوضاع بی خبر بودند که فرمان حرکت سوی لبنان دادند؟؟ یا ما هنوز
در بند هواهای خود نبودیم؟؟؟
امروز چه داریم و چه نداریم؟؟ نمی دانم چه داریم ولی خوب میدانم ان روز ها
شهاب ها و ... نداشتیم ، اما ایمان داشتیم... اما امروز...
قتل عام به یکماه نزدیک می شود و بعد از روز بیستم کشتی ما ارام ارام ساحل
غزه را از فرسنگها راه می بیند و با ایست چند ناوچه!!! اسرائیلی خبردار
می ایستد!!! و زحمت ما را دو چندان می کند که دوباره در خانه برادران مزدور عرب
را به صدا دراوریم ، بلکه به رحم ایند و در پشت پرده از پدران اسرائیلی شان اجازه
بگیرند تا فقط همین یک کشتی که پر از کیک و ساندیس و .. است در ساحل غزه پهلو
بگیرد... تازه خودمان بهتر تر میدانیم که کشتی ما حکما بایستی می ایستاد تا
محموله چند ده هزار تنی سلاح امریکایی راه برای ورود به اسرائیل داشته باشند!!!
ذلت تا چه اندازه؟؟؟
و بی تکلیفی تا چه زمانی؟؟؟ یاتصمیم مان عمل بر گفتار اماممان است یا ...
و اگر دومی ارجح تر است چرا اعلام نمی کنیم؟؟چرا دوست داریم هرساله و
هرساله در تحریم پیکان سوار باقی بمانیم؟؟؟
ذلت ؛ تا اندازه ای که اسرائیل جرات تهدید هرروزه ما کند و ما که قد و قامتمان را
از 68 تا امروز ها ارام ارام فراموش کردیم، در جوابی کوبنده،در تریبون وزارت هایمان
برای دیوار های سالن فریاد کنیم که فلانت میکنیم!! و کشتی ما با یک ایست
ساده دنده عقب گیرد!!!
خسته ایم!!!
باید اعتراف کنیم که از سرگردانی مان به ستوه امده ایم!!! هفته اول از در و دیوار
کنسول خالی مصر بالا رفتیم و شیشه دیگر سفارت ها را پایین اوردیم و ثمره اش
شد درگیری مضحک بین دو جبهه خودی و ساعت بعدش،بیمارستان هایی که میزبان
دانشجویان دست و پا شکسته بودند!!!
پای کار ها هم ، به کار و زندگی پشت پا زدن و تو سرما هفته ای جلو مهر اباد
موندن و لرزیدن و لرزیدن؛
تا مطالبه کنند، ارمانهای فراموش شده را...
و تمام تجمعات و شعار دادن هامون – که اینبار از خارجی ها یاد گرفتیم ،بی اونکه
اونطرف معادله رو ببینیم که دولتشون جیره خور فلان ابرقدرته و .. – سر هفته ته
کشید و همه مون نشستیم پای صفحه تلویزیون تا به خارجی های معترض این
قصه ای ولله بگیم.. و من شخصا معترفم که موقع دیدن ، نسکافه می خوردم!!!
شما رو بی خبرم!!!
و نسل کشی امروز در غزه، امتحانی دوباره برای ما بود که مسلمانی خویش اثبات
کنیم و فرصتی بود برای اقدام عملی! برای ورود مستقیم به صحنه نبرد...
قتل عام در غزه، دیر یا زود خاتمه می یابد؛اسرائیل و امریکا ازمایش شدت کشتار
تسلیحاتشان را با قربانی کردن همه یا بخشی از مردم غزه به پایان می برند، و دوباره
در ابوغریب ها با ناموس مسلمانان به تفریح می نشینند و خبر دسته اول ما،از نو بحران
اقتصادی در غرب و قیمت نفت و یارانه ها و مسکن و .. خواهد شد، و شاید اگر اقدامی
نکنند، از خواب زمستانی بر نخیزیم که شده ایم سیبل، چه از طرف افغانستان و
پاکستان و جمهوری های شمالی و عراق و کویت و خلیج نشین ها و چه از ناوهای جنگی
و ... و حتی کافران حربی اسرائیلی ... که چند سالی است به نشانه گیری نشسته اند و
هر لحظه دقیقتر میشوند... شاید هم منتظرند تا ما دست بالای سر بگذاریم و پرچم سفید
بالای سر بریم!!!
امروز حتی خبر از تشکیل بسیج بیست میلیونی دهه 50 و 60 نیست، و اگر هم میلیونها
ثبت نام کرده داریم، درست مانند دوران جنگ، وقت و هزینه ای صرف اموزش جنگی شان
نکرده ایم!!!
و هنوز باور نکرده ایم که انها دیر یا زود اقدام خواهند کرد و ما هدف نهایی شان یم !
و شاید تنها خوانده ایم که نیل تا فراتی هست، و اندیشه ارمگدونی ساخته اند و ..
ولی باور نکرده ایم که نوک پیکان انهاییم!!!
و باور نکرده ایم مردم مان پای کارند، و جان بر سر ارمانهای شان می دهند!
و خدا کند که انها برای ما ننشسته باشند و اگر خدای نا خواسته !!!!
از بی احترامی مثل مردم غزه بمب و موشک بر سر ما ریخت ، خدا کند اشتباه کرده
باشم که بسیجیان ما فارغ از هرگونه اموزش
نظامی اند!!! و خدا کند .... و خدا کند که اقا بیاید، تا در زیر بیرقش، اسوده تر به خواب فرو رویم!!!! ....
|
نویسنده : راوی
|
|
لینک به نوشته

آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
تجمع مهر اباد
لینک روزانه
دو کلمه حرف حساب
نویسندگان وبلاگ
راوی
خروجی وبلاگ